|
در دنياي بي حاصل چرا مغرور مي گردي سليمان گر شوي آخر خوراك مور مي گردي
خیلی وقته نیومدم بهت سر بزنم خیلی گرفتار شدم خستگی عجیبی تمام وجودمو گرفته کاش یه همدل وهمنفس داشتم کاش خدایا کمکمکن
عزیز و بی قرینی، تولدت مبارک
لطیف و نازنینی، تولدت مبارک
بهاری و غزلناک، زلال خاطراتی
همیشه این چنینی، تولدت مبارک
تو جبرئیل شعری به وحی گل سرودن
ترانه آفرینی، تولدت مبارک
به شاخه های روحم، فقط تو گل نمودی
اول و آخرینی، تولدت مبارک
طواف چشم هایت، قشنگ و دلنواز است
که بی مثل ترینی، تولدت مبارک
هماره مثل امشب، غرق خوشی بخندی
عزیز و بی قرینی، تولدت مبارک
عزیز و بی قرینی، تولدت مبارک
لطیف و نازنینی، تولدت مبارک
بهاری و غزلناک، زلال خاطراتی
همیشه این چنینی، تولدت مبارک
تو جبرئیل شعری به وحی گل سرودن
ترانه آفرینی، تولدت مبارک
به شاخه های روحم، فقط تو گل نمودی
اول و آخرینی، تولدت مبارک
طواف چشم هایت، قشنگ و دلنواز است
که بی مثل ترینی، تولدت مبارک
هماره مثل امشب، غرق خوشی بخندی
عزیز و بی قرینی، تولدت مبارک
یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان اخیرا تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده که ذکر کلمه جلاله "الله" و تکرار آن، موجب آرامش روحی میشود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور میکند. این پژوهشگر غیرمسلمان هلند میگوید: پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که بر روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن میخوانند، به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه جلاله "الله" و تکرار آن، موجب آرامش روحی میشود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور میکند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب میدهد. سکوت کوچه های تار جانم، گریه می خواهد تمام بند بند استخوانم گریه می خواهد بیا ای ابر باران زا، میان شعرهای من که بغض آشنای آسمان گریه می خواهد بهاری کن مرا جانا، که من پابند پاییزیم و آهنگ غزلهای جوانم گریه می خواهد چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی که حتی گریه های بی امانم، گریه می خواهد
رنج بردن باعث فهمیدن تو میشود
و ذهن تو را، به تلاش برای شناختن وا میدارد
تا اینکه قواعد زندگی
و تلخی و زشتی را بشناسی
و به درک و شعور برسی
ولی وقتی به درک و فهمیدن رسیدی
دیگر، خودِ فهمیدن ، باعث رنجت میشود
دیگر هم از فهمیدن خودت رنج میبری
و هم، رنج فهمیدن آنچه که دیگران
نمیفهمند و درک نمیکنند و نمیبینند
به جانت نیش میزند و آزارت میدهد
و امّا مشکل اینجاست
که هرچقدر در نادانی بشود درجا زد
در دانائی و فهمیدن، نمیشود
وقتی چشمهایت باز شد
دیگر نمیتوانی آنرا ببندی
و خود را به نفهمی بزنی کس نمیداند ز من جز اندکی دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با منب ما درد دل افشا کن مداوا کردنش با من بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش بیاور قطره ای اخلاص د ریا کردنش با من به ما گو حاجت خود را اجابت می کنم آنی طلب کن هر چه می خواهی مهیا کردنش با من بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت رابیاور نیک وبد را جمع ، منها کردنش با من اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت رابیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با مناگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت باشه تو نام توبه را بنویس امضا کردنش با من اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت رابیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت رابیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت تو نام توبه را بنویس امضا کردنش با من
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() هنوز پر از وضویم من به زیبائی بی نظیرت سوگند
نگاهم بخاطر دوری ات بارانی ست
خیس خیس
سجاده ام پر از شقایق شده
و کمی از عطر گل رازقی
تمام مرا معطر کرده است
به بزرگی ات قیام کرده ام
و دستانم پر از قنوت است
به رکوع که رسیدم نشانت خواهم داد
...ترسم را...
این که چقدر از زمان بی حضورت می ترسم
گلدان شمعدانی ها را
با چند شاخه گل نرگس
کنار پنجره گذاشته ام
پنجره ها بازند...
و هیچ پرده ای مانع رسیدن نور نیست
با همان روشنائی بی ریایت
چراغانی ام کن
رو به روی همان شمعدانی ها
آنجا که به انتظار می خوانمت
رو به قبله به سجده خواهم رفت
آنقدر سر به زیر می مانم
تا بیقراری ام را بیشتر ببینی
و بدانی که شکیبائی
بر من خرده می گیرد
گواهی می دهم بر حضور پرمهرت
که در پایان نمازم
اشکها و سلام ها
نثارت خواهم کرد
ای بهترین بهترینها
از تو نوشتن
نیاز به اندیشیدن ندارد
واژه ها آنقدر که لازم است
انتظار را فهمیده اند
نامت
که در کلام جاری می شود
بی هیچ اندیشیدنی
کنار هم ردیف می شوند
آنقدر می نویسم که تا شاید
جمله ای یا حتی کلمه ای
از نوشته هایم تو را شایسته باشد
هر شب به کلمه ها تمرین خواهم داد
ومشق انتظار را
به اشتیاق تجربه خواهم کرد
اما...
اما چقدر به لیاقت رسیدن
سخت است
همسایۀ بی سایۀ من!
کوچه های این شهر
تنگ و تاریک است
وعجیب آلوده....
من شکوه حضور تو را
در فراسوی رؤیا
به تماشا خواهم نشست
آنجا که دست واقعیت
به معصومیت بکر رؤیایم نرسیده است
به دلگیرترین لحظه های انتظار
که دلتنگت می شوم سوگند
بی دریغ تر از همیشه
مهربانی ات را پذیرا خواهم بود
من انتظار را هر روز مرور می کنم
ای خودِ خودِ آرزوها
برآورده شو
برآورده شو
چه بد که قلبم
به ناپاکی های روزگار عادت کرده
انگار دیگر از آلودگی های این همه دروغ
به سرفه نمی افتم
وهیهات که مبتلای ریای روزگار شده ام
چشمهایم مدت هاست فراموش کرده اند
که زیبائی چه رنگی است ؟!
نگاهم کن...
نگاه که می کنی زیبا می شوم
نمی دانی چقدر دلم شکسته از این همه فاصله
من را ببین چگونه به احترامت به پا خاسته ام
شک ندارم که با حضور معطرت
متجلّی می شوم
لحظه به لحظه...
آمدن پرطراوتت را
چشم به راهم....
همسایۀ بی سایۀ من
تورا در انتظارم
در انتظار شاید خدا : به من نگفته بودی چه شد، خودم فهمیدم ! می دانم هراز گاهی دلهاتان تنگ می شود، همان دلهای بزرگی که جای من در آن است آنقدر تنگ می شود که حتی یادت می رود من آنجایم. دلتنگیهایت را از خودت بپرس. نگران هیچ چیز نباش! هنوز من هستم، هنوز خدایت همان خداست! هنوز روحت از جنس من است! اما من نمی خواهم تو همان باشی! نگران شکستن دلت نباش! شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند، اما جنسش عوض نمی شود .... چون من شکست ناپذیر هستم .... چون مرا داری .... چون هر وقت گریه میکنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد .... چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافتی .... چون هر گاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم، صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیدم. درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم! دلم نمی خواهد غمت را ببینم ...می خواهم شاد باشی ... این را من می خواهم ...تو هم می توانی این را بخواهی. من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم ) ... و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود .... نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد . شبها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی؟؟؟؟ من هم دل به دلت بیدارم! فقط کافیست خوب گوش بسپاری!
پروردگارت .... با عشق!!! بـنـده مـن چـرا دگـر ، خـدا خـدا نمی کنی؟ چـرا مــرا ز ســوز دل ، دگـر صدا نمی کنی؟ ریـشـه دوانـده در دلـت ، غفلت و لـذت گـنـه محبـت تـو کـم شـده ، به ما وفـا نمی کنی؟ مـگــر خدای دیگـری ، به غیـر من گرفته ای؟ کـه بـا مـن غـفـور تــو ، دگـر صفـا نمی کنی؟ مگر زمن چه دیده ای ، که اینچنین بریده ای؟ مـنتــظـر تــو مـانـده ام ، چـرا نــوا نمی کنی؟ چـرا مــرا ز خـانــه ، دلــت بــرون نـهــاده ای؟ چــرا دل شکستــه را ، خـانــه ما نمی کنی؟ ز فـاطـمـه به سوی تو ، سلام می رسد ولی چـرا برای مهـدی اش ، کمی دعا نمی کنی؟ برای ناله هـای تـو ، دل حـسـیـــن تنـگ شـد چـرا بـه روضـه اش دل خسته دوا نمی کنی؟
خدایا من بلد نیستم با جملات، خوب و زیبا ازت تشکر کنم.. خدا جون ممنونم.... ممنون که در تمامی اوقات زندگیم یار و همراهم بودی ممنون که جلوی خیلی از خطاهام رو گرفتی و ممنون از اینکه دوستم داری خدای عزیز تو عادلی و من عدل شکن من می دونم که بین بندگانت فرقی نمی گذاری و نعمت رو بین همه به عدالت تقسیم می کنی به من نیرو بده تا این رو بطور واقعی بفهمم.... تا برای بدست آوردن خواسته هام تلاشم رو بیشتر کنم ای خدای مهربون یادم بده یادم باشه همیشه یادت باشم پروردگارا ساده بگم خیلی می ترسم... خودت می دونی از چی... کمکم کن خدا جونم به من یاد بده تا هر چی بهم میدی و هر چی که ازم میگیری حکمتش رو بفهمم... به خودت قسم که عاشقت هستم ای بزرگ طبیب هستی بابت سلامتی که به من دادی ازت ممنونم بیماران بسیاری در بستر بیماری گرفتارند اما هنوز شکر گزار، و من سالم، نادان، نا شکر . . . امروز از ته دل ازت می خوام که تمامی بیماران را شفا بدهی و به من نیز شکر گزاری را بیاموزی..... و لقد ترکناها آیة فهل من مدّکر(سوره قمر، آیه 15) "و ما آن کشتی را محفوظ داشتیم تا آیت عبرت شود، پس کیست که پند گیرد؟" در سال ۱۹۵۹، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود. تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود. ![]() عكس هوایی از شئ كشتی شكل دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد. ۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود. به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد: «زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد. از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۸، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد. بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟… آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟» ![]() تصویر ران ویت در پارك ملی كشتی نوح طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود. بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد. وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند. پارك ملی كشتی نوح تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟ داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند. تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد. …خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد.. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است… کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است. باستان شناسان با کشف رگه ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند. نوارهای مشخص شده خطوط آهنی با آرایش منظم اسكلت كشتی می باشد.. تصویر برداری های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست. و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه۳۷) ![]() تصویر رادار اسكن از كشتی نوح به نظر می رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می کند. اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکاررفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می کند. در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود. کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «رادار اسکن» یا «اسکن های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند. ![]() ![]() ![]() ![]() در سال ۱۹۹۱، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد. این در حالی است که گمان می رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟ لنگرهای کشتی هم کشف شد! بر بلندیهای تپه های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. این اجسام مثلثی شکل سنگی و نیمه صیقلی، شبیه به لنگرهای کشتی های باستانی بودند که «دراگ» نامیده می شدند. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی دانیم ولی حدس هایی در این زمینه وجود دارد. ران ویت و همكارانش در كنار سنگ لنگر یافت شده. کشف شش وزنه یا لنگر کشتی، هر یک مجهز به سوراخی در بالای آن، حدس باستان شناسان را به یقین تبدیل کرد. این وزنه ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب شده بودند. اندازه کشتی نوح در کتاب مقدس ۳۰۰ ذراع یاد شده است.. واحد ذراع در مصر قدیم در زمان حضرت موسی(ع) برابر با ۵۲.۷ سانتی متر بوده است. با محاسبه این رقم، عدد ۱۵۸.۴۶ متر بدست می آید. طول کشتی مورد کاوش توسط دو تیم مختلف در دو زمان اندازه گیری شد. رقم بدست آمده دقیقاً ۱۵۸.۴۶ متر را نشان می داد. این محاسبات، محققان را در ادامه کاوشها مصمم تر کرد… کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کرد روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است. [در کتاب مقدس که گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یک کلاغ را می فرستد که از فرستادن کلاغ نتیجه ای نمی گیرد و بعد از آن کبوتری را می فرستد- انصاف] درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده ترکی را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می کند نه باز می گردد.» [چارلز برلیتز در کتاب "کشتی گمشده نوح" (ترجمه احمد اسلاملو) نام این محل را "جایی که کلاغ نمی نشیند" ترجمه کرده است- انصاف] محل کنونی کشتی در دل کوههای آرارات از گذشته های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب "کشتی گمشده نوح" آمده نام این منطقه به «تمانین» (Temanin) معروف است که به معنی «هشت» است. شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که "نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت." همانطور که می بینیم بین کلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شکل و معنی شباهت زیادی وجود دارد- انصاف] در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی، در سمت چپ، تصویر رشته کوههایی دیده می شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است… در بالای سنگ کتیبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [کتاب مقدس، سرنشینان کشتی نوح را هشت نفر ذکر کرده است. در روایات شیعه نیز تعداد هشت نفر و هشتاد نفر، هر دو نقل شده است- انصاف] در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد.
کتیبه یافت شده منتسب به حضرت نوح (ع) پیامبر اسلام فرمود: « هنگامی که خداوند اراده کرد قوم حضرت نوح را هلاک کند، به نوح فرمان داد کشتی بزرگی بسازد. جبرئیل نیز با میخهایی برای ساختن کشتی فرود آمد. در میان انبوه میخها پنج میخ ویژه بود که درخشش خاصی داشت و بر روی هر یک نام یکی از پنج نور مقدس محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود. حضرت نوح هر کدام را بر می داشت، میخ همچون ستارهای در تاریکی شب می درخشید. هنگامی که میخ پنجم را برداشت، پس از درخششی، اشکی از آن جاری شد. نوح از جبرئیل پرسید: « این میخ و اشک چیست؟» جبرئیل در پاسخ گفت: « این میخ حسین بن علی است.» حضرت نوح نیز هر یک را در یک طرف از کشتی کوبید. پیامبر فرمود: « در آیه « و حملنا علی ذات الواح و دسر » منظور از « الواح » چوبهای کشتی و منظور از « دسر » ما هستیم. اگر ما نبودیم کشتی حرکت نمی کرد.» منابع: بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۳۲۲، حدیث ۱۴- امان الاخطار، ص ۱۰۷ و ۱۰۸ گزارش باستانشناسی شوروی دربارة کشتی نوح بر اثر این اکتشاف، ادارة کلّ باستان شناسی شوروی برای تحقیق از چگونگی این لوح و خواندن آن، هیئتی مرکّب از هفت نفر از مهمترین باستان شناسان و اساتید خط شناس و زبان دان روسی و چینی را مأمور تحقیق و بررسی نموده که نام آنها بدین گونه است: ۱ ـ پرفسور سولی نوف، استاد زبانهای قدیمی و باستانی در دانشکدة مسکو. ۲ ـ ایفاهان خینو، دانشمند و استاد زبانشناس در دانشکدة لولوهان چین. ۳ ـ میشانن لوفارنک، مدیر کلّ آثار باستانی شوروی. ۴ ـ تانمول گورف، استاد لغات در دانشکده کیفزو. ۵ ـ پرفسور دی راکن استاد باستان شناس در آکادمی علوم لنین. ۶ ـ ایم احمد کولا، مدیر تحقیقات و اکتشافات عمومی شوروی. ۷ ـ میچر کولتوف، رئیس دانشکدة استالین. ![]() این هیئت پس از ۸ ماه تحقیق و مطالعه و مقایسة حروف آن با نمونة سائر خطوط و کلمات قدیم متّفقاً گزارش زیر را در اختیار باستان شناسی شوروی گذاشت: ۱ ـ این لوح مخطوط چوبی از جنس همان پاره تختههای مربوط به کاوشهای قبلی، و کُلاًّ متعلّق به کشتی نوح بوده است؛ منتهی لوح مزبور مثل سائر تختهها آنقدرها پوسیده نشده، و طوری سالم مانده که خواندن خطهای آن به آسانی امکان پذیر میباشد. ۲ ـ حروف و کلمات این عبارات به لغت سامانی یا سامی است که در حقیقت اُمّ اللغات (ریشة لغات) و به سام بن نوح منسوب میباشد. ۳ ـ معنای این حروف و کلمات بدین شرح است: توسّل حضرت نوح به پنج تن علیهم السّلام و أسامی آنها بر کشتی «ای خدای من! و ای یاور من! به رحمت و کرمت مرا یاری نما! و به پاس خاطر این نفوس مقدّسه: مُحمّد إیلیا (علیّ) شَبَر (حَسَن) شُبَیْر (حُسَین) فاطِمَه آنان که همه بزرگان و گرامیاند جهان به برکت آنها برپاست. به احترام نام آنها مرا یاری کن! تنها توئی که میتوانی مرا به راه راست هدایت کنی!» بعداً دانشمند انگلیسی: این ایف ماکس، استاد زبانهای باستانی در دانشگاه منچستر، ترجمة روسی این کلمات را به زبان انگلیسی برگردانید، و عیناً در این مجلّهها و روزنامهها نقل و منتشر گردیده است: ۱ ـ مجلّة هفتگی «ویکلی میرر» لندن، شمارة مربوط به ۲۸ دسامبر ۱۹۵۳ م. ۲ ـ مجلّة «استار انگلیسی» لندن، مربوط به کانون دوّم ۱۹۵۴ م. ۳ ـ روزنامة «سن لایت» منتشره از منچستر، شمارة مربوط به کانون دوّم ۱۹۵۴ م. ۴ ـ روزنامة «ویکلی میرر» تاریخ یکم شباط ۱۹۵۴ م. ۵ ـ روزنامة «الهدی» قاهره مصر، تاریخ ۳۰ مارس ۱۹۵۳ م. سپس دانشمند و محدّث عالیمقام پاکستانی حکیم سیّد محمود گیلانی که یک موقع مدیر روزنامة «أهل الحَدیث» پاکستان (و نخست از اهل تسنّن بوده و بعداً از روی تحقیق به آئین تشیّع گرائیده) آن گزارش را به زبان اُرْدو در کتابی به نام «إیلیا مرکز نجات ادیان العالم» ترجمه و نقل کرده است. آنگاه مجلّة «بذره» نجف در شمارههای شوّال و ذوالقعدة ۱۳۸۵، سال اوّل، صفحه ۷۸ إلی ۸۱ زیر عنوان: نامهای مبارکی که حضرت نوح بدان توسّل جست، از اردو به عربی ترجمه و نقل کرده است. لازم به تذکر است که لوح بدست آمده هم اکنون در موزه واتیکان در “رم” قرار دارد. |