تبليغاتX
غربتکده
در دنياي بي حاصل چرا مغرور مي گردي                   سليمان گر شوي آخر خوراك مور مي گردي

+ نوشته شده در  2011/11/27ساعت 23:21  توسط زهرا  | 
خیلی وقته نیومدم بهت سر بزنم خیلی گرفتار شدم خستگی عجیبی تمام وجودمو گرفته کاش یه همدل وهمنفس داشتم              کاش خدایا کمکمکن

+ نوشته شده در  2011/2/23ساعت 17:34  توسط زهرا  | 
عزیز و بی قرینی، تولدت مبارک لطیف و نازنینی، تولدت مبارک بهاری و غزلناک، زلال خاطراتی همیشه این چنینی، تولدت مبارک تو جبرئیل شعری به وحی گل سرودن ترانه آفرینی، تولدت مبارک به شاخه های روحم، فقط تو گل نمودی اول و آخرینی، تولدت مبارک طواف چشم هایت، قشنگ و دلنواز است که بی مثل ترینی، تولدت مبارک هماره مثل امشب، غرق خوشی بخندی عزیز و بی قرینی، تولدت مبارک
+ نوشته شده در  2009/9/12ساعت 15:4  توسط زهرا  | 
عزیز و بی قرینی، تولدت مبارک لطیف و نازنینی، تولدت مبارک بهاری و غزلناک، زلال خاطراتی همیشه این چنینی، تولدت مبارک تو جبرئیل شعری به وحی گل سرودن ترانه آفرینی، تولدت مبارک به شاخه های روحم، فقط تو گل نمودی اول و آخرینی، تولدت مبارک طواف چشم هایت، قشنگ و دلنواز است که بی مثل ترینی، تولدت مبارک هماره مثل امشب، غرق خوشی بخندی عزیز و بی قرینی، تولدت مبارک
+ نوشته شده در  2009/9/12ساعت 15:4  توسط زهرا  | 

یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان اخیرا تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده که ذکر کلمه جلاله "الله" و تکرار آن، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند.

این پژوهشگر غیرمسلمان هلند می‌گوید: پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که بر روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن می‌خوانند، به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه جلاله "الله" و تکرار آن، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب می‌دهد.

وی در ادامه افزود: بسیاری از این مسلمان که روی آنان تحقیق می‌کردم از بیماری‌های مختلف روحی و روانی رنج می‌بردند. من حتی در تحقیقاتم از افراد غیرمسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر "الله" کردم و نتیجه باز هم همان بود. خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم زیرا تأثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تأثیری چشمگیر و عجیب بود.

این پژوهشگر هلندی همچنین گفت: از نظر پزشکی برایم ثابت شد که حرف الف که کلمه "الله" با آن شروع می‌شود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس می‌شود، به ویژه اگر تکرار شود و این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی می‌دهد. حرف لام که حرف دوم "الله" است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان می‌شود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه "الله" تشدید دارد نیز در تنظیم و ترتیب تنفس تأثیرگذار است. اما حرف هاء حرکتی به ریه می‌دهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تأثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب می‌شود.

به راستی که قرآن کریم در آیه‌ای کریمه می‌فرماید: "الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذكر الله ألا بذكر الله تطمئن القلوب". با توجه به اینکه در ماه شعبان و در آستانه ماه مبارک رمضان به سر می‌بریم، نیک است ذکر نام جلاله را فراموش نکنیم.

+ نوشته شده در  2009/8/23ساعت 15:58  توسط زهرا  | 
+ نوشته شده در  2009/7/18ساعت 11:24  توسط زهرا  | 
+ نوشته شده در  2009/7/18ساعت 11:22  توسط زهرا  | 
+ نوشته شده در  2009/7/18ساعت 11:18  توسط زهرا  | 
+ نوشته شده در  2009/7/18ساعت 11:17  توسط زهرا  | 
+ نوشته شده در  2009/7/18ساعت 11:15  توسط زهرا  | 
+ نوشته شده در  2009/7/18ساعت 11:14  توسط زهرا  | 
+ نوشته شده در  2009/7/16ساعت 11:53  توسط زهرا  | 
Sajjad2021.JPG
+ نوشته شده در  2009/7/14ساعت 11:45  توسط زهرا  | 
6cwv9fm.jpg
+ نوشته شده در  2009/7/14ساعت 11:45  توسط زهرا  | 
سکوت کوچه های تار جانم، گریه می خواهد تمام بند بند استخوانم گریه می خواهد بیا ای ابر باران زا، میان شعرهای من که بغض آشنای آسمان گریه می خواهد بهاری کن مرا جانا، که من پابند پاییزیم و آهنگ غزلهای جوانم گریه می خواهد چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی که حتی گریه های بی امانم، گریه می خواهد
+ نوشته شده در  2009/7/14ساعت 11:38  توسط زهرا  | 

رنج بردن باعث فهمیدن تو میشود

 

و ذهن تو را، به تلاش برای شناختن وا میدارد

 

تا اینکه قواعد زندگی

 

و تلخی و زشتی را بشناسی

 

و به درک و شعور برسی

 

ولی وقتی به درک و فهمیدن رسیدی

 

دیگر، خودِ فهمیدن ، باعث رنجت میشود

 

دیگر هم از فهمیدن خودت رنج میبری

 

و هم، رنج فهمیدن آنچه که دیگران

 

نمیفهمند و درک نمیکنند و نمیبینند

 

به جانت نیش میزند و آزارت میدهد

 

و امّا مشکل اینجاست

 

که هرچقدر در نادانی بشود درجا زد

 

در دانائی و فهمیدن، نمیشود

 

وقتی چشمهایت باز شد

 

دیگر نمیتوانی آنرا ببندی

 

و خود را به نفهمی بزنی

+ نوشته شده در  2009/7/14ساعت 11:36  توسط زهرا  | 

کس نمیداند ز من جز اندکی
وز هزاران جرم و بدفعلی یکی

من همی آن دانم و ستار من
جرم ها و زشتی کردار من

هر چه کردم جمله ناکرده گرفت
طاعت ناورده آورده گرفت

نام من در نامه ی پاکان نوشت
دوزخی بودم ببخشیدم بهشت

عفو کرد آن جملگی جرم و گناه
شد سفیدم نامه و روی سیاه

آه کردم چون رسن شد آه من
گشت آویزان اندر چاه من

آن رسن بگرفتم و بیرون شدم
شاد و زفت و فربه و گلگونشدم

در بن چاهی همی بودم نگون
در دو عالم نمی‌گنجم کنون

آفرین ها بر تو بادا ای خدا
ناگهان کردی مرا از غم جدا

اگر سر هر موی من گردد زبان
شکر های تو نیاید در بیان

تو در جان منی من غم ندارم
تو ایمان منی من کم ندارم

اگر درمان تویی دردم فزون باد
اگر عشقی تو سهم من جنون باد

تویی تنها تویی تو علت من تو
تو بخشاینده بی منت من

صدایم کن صدای تو ترانه است
کلامت آیه هایی عاشقانه است

تو را من سجده سجده می‌پرستم
که سر بر خاک بر زانو نشستم

+ نوشته شده در  2009/7/14ساعت 11:34  توسط زهرا  | 
dast.jpg
+ نوشته شده در  2009/7/14ساعت 11:30  توسط زهرا  | 
دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با منب ما درد دل افشا کن مداوا کردنش با من بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش بیاور قطره ای اخلاص د ریا کردنش با من به ما گو حاجت خود را اجابت می کنم آنی طلب کن هر چه می خواهی مهیا کردنش با من بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت رابیاور نیک وبد را جمع ، منها کردنش با من اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت رابیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با مناگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت باشه تو نام توبه را بنویس امضا کردنش با من اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت رابیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت رابیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت تو نام توبه را بنویس امضا کردنش با من    
+ نوشته شده در  2009/7/14ساعت 11:29  توسط زهرا  | 

هنوز پر از وضویم من  

به زیبائی بی نظیرت سوگند

 

نگاهم بخاطر دوری ات بارانی ست

 

خیس خیس

 

 

سجاده ام پر از شقایق شده

 

و کمی از عطر گل رازقی

 

تمام مرا معطر کرده است

 

 

به بزرگی ات قیام کرده ام

 

و دستانم پر از قنوت است

 

به رکوع که رسیدم نشانت خواهم داد

 

...ترسم را...

 

این که چقدر از زمان بی حضورت می ترسم

 

 

گلدان شمعدانی ها را

 

با چند شاخه گل نرگس

 

کنار پنجره گذاشته ام

 

پنجره ها بازند...

 

و هیچ پرده ای مانع رسیدن نور نیست

 

با همان روشنائی بی ریایت

 

چراغانی ام کن

 

 

رو به روی همان شمعدانی ها

 

آنجا که به انتظار می خوانمت

 

رو به قبله به سجده خواهم رفت

 

آنقدر سر به زیر می مانم

 

تا بیقراری ام را بیشتر ببینی

 

و بدانی که شکیبائی

 

بر من خرده می گیرد

 

گواهی می دهم بر حضور پرمهرت

 

که در پایان نمازم

 

اشکها و سلام ها

 

نثارت خواهم کرد

 

 

ای بهترین بهترینها

 

از تو نوشتن

 

نیاز به اندیشیدن ندارد

 

واژه ها آنقدر که لازم است

 

انتظار را فهمیده اند

 

نامت

 

که در کلام جاری می شود

 

بی هیچ اندیشیدنی

 

کنار هم ردیف می شوند

 

آنقدر می نویسم که تا شاید

 

جمله ای یا حتی کلمه ای

 

از نوشته هایم تو را شایسته باشد

 

هر شب به کلمه ها تمرین خواهم داد

 

ومشق انتظار را

 

به اشتیاق تجربه خواهم کرد

 

اما...

 

اما چقدر به لیاقت رسیدن

 

سخت است

 

 

همسایۀ بی سایۀ من!

 

کوچه های این شهر

 

تنگ و تاریک است

 

وعجیب آلوده....

 

 

من شکوه حضور تو را

 

در فراسوی رؤیا

 

به تماشا خواهم نشست

 

آنجا که دست واقعیت

 

به معصومیت بکر رؤیایم نرسیده است

 

 

به دلگیرترین لحظه های انتظار

 

که دلتنگت می شوم سوگند

 

 

بی دریغ تر از همیشه

 

مهربانی ات را پذیرا خواهم بود

 

من انتظار را هر روز مرور می کنم

 

 

ای خودِ خودِ آرزوها

 

برآورده شو

 

برآورده شو

 

 

چه بد که قلبم

 

به ناپاکی های روزگار عادت کرده

 

انگار دیگر از آلودگی های این همه دروغ

 

به سرفه نمی افتم

 

 

وهیهات که مبتلای ریای روزگار شده ام

 

 

چشمهایم مدت هاست فراموش کرده اند

 

که زیبائی چه رنگی است ؟!

 

 

نگاهم کن...

 

نگاه که می کنی زیبا می شوم

 

 

نمی دانی چقدر دلم شکسته از این همه فاصله

 

من را ببین چگونه به احترامت به پا خاسته ام

 

شک ندارم که با حضور معطرت

 

متجلّی می شوم

 

 

لحظه به لحظه...

 

آمدن پرطراوتت را

 

چشم به راهم....

 

 

همسایۀ بی سایۀ من

 

تورا در انتظارم

 

در انتظار

+ نوشته شده در  2009/7/14ساعت 11:19  توسط زهرا  | 

شاید خدا :

به من نگفته بودی چه شد، خودم فهمیدم !

می دانم هراز گاهی دلهاتان تنگ می شود، همان دلهای بزرگی که جای من در آن است آنقدر تنگ می شود که حتی یادت می رود من آنجایم. دلتنگیهایت را از خودت بپرس. 

نگران هیچ چیز نباش!

هنوز من هستم، هنوز خدایت همان خداست! هنوز روحت از جنس من است!

اما من نمی خواهم تو همان باشی!

 نگران شکستن دلت نباش!

شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند، اما جنسش عوض نمی شود ....

چون من شکست ناپذیر هستم ....

چون مرا داری ....

چون هر وقت گریه میکنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ....

چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافتی ....

چون هر گاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم، صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیدم.

درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!

دلم نمی خواهد غمت را ببینم ...می خواهم شاد باشی ...

این را من می خواهم ...تو هم می توانی این را بخواهی.

من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم )

 ... و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ....

نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد .

شبها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی؟؟؟؟ من هم دل به دلت بیدارم!

فقط کافیست خوب گوش بسپاری!                            

                                                        پروردگارت ....       

                                        با عشق!!!

+ نوشته شده در  2009/7/14ساعت 11:6  توسط زهرا  | 

بـنـده مـن چـرا دگـر ، خـدا خـدا نمی کنی؟

چـرا مــرا ز ســوز دل ، دگـر صدا نمی کنی؟

ریـشـه دوانـده در دلـت ، غفلت و لـذت گـنـه

 محبـت تـو کـم شـده ، به ما وفـا نمی کنی؟

مـگــر خدای دیگـری ، به غیـر من گرفته ای؟

 کـه بـا مـن غـفـور تــو ، دگـر صفـا نمی کنی؟

 مگر زمن چه دیده ای ، که اینچنین بریده ای؟

 مـنتــظـر تــو مـانـده ام ، چـرا نــوا نمی کنی؟

چـرا مــرا ز خـانــه ، دلــت بــرون نـهــاده ای؟

چــرا دل شکستــه را ، خـانــه ما نمی کنی؟

 ز فـاطـمـه به سوی تو ، سلام می رسد ولی

 چـرا برای مهـدی اش ، کمی دعا نمی کنی؟

برای ناله هـای تـو ، دل حـسـیـــن تنـگ شـد

 چـرا بـه روضـه اش دل خسته دوا نمی کنی؟

+ نوشته شده در  2009/7/14ساعت 11:5  توسط زهرا  | 
گیاهان زیبا اما کشنده
23 اردیبهشت 88 - 08:59

گیاهان نمونه های زیبا و بی نظیری از خلقت خداوندی به حساب می آیند، اشکال و رنگشان ما را به سوی خود جذب می کند. اما در پس این چهره زیبا، رازها نهفته است. بعضی از این گیاهان دارای مواد سمی، مهلک و کشنده ای هستند که حتی از سم بعضی از مارها هم خطرناک ترند. این گیاهان همه جا می توانند باشند، در جنگلها، کوه ها، حتی در منزل شما در این مجال می خواهیم در مورد گیاهانی صحبت کنیم که آشنایی شما با آنها لازم و ضروری است. سموم گیاهی از جمله خطرناک ترین مواد سمی شناخته می شود، از جمله آنها می توان سم کشنده «کورار» که در پوست برخی از درختان در آمریکای جنوبی است، نام برد، و همچنین سمی دیگر به نام «استریکنین» که در دانه گیاهان مناطق حاره یافت می شود. تعدادی از گیاهان رنگارنگ در مناطق مختلف دارای سموم متفاوت هستند که سبب می شود جانوران از خوردن آنها خودداری کنند. برای مثال درخت زرد شفاف بلندی به نام «لابرنوم» که در بسیاری از شهرهای اروپایی رشد می کند، دارای دانه های سمی است. حتی در برگ های شبدری که در چمنزارها و علفزارها پیدا می شوند، انواع مختلفی از سموم شیمیایی به نام «سیاتید» وجود دارد.


    
    قارچ فنجان مرگ
    سمی ترین و خطرناک ترین قارچ شناخته شده است. تکه کوچکی از این قارچ می تواند انسان یا هر موجود زنده دیگری را بکشد سم این گیاه حتی با پختن از بین نمی رود. افرادی که این قارچ را می خورند، تا 10 ساعت هیچ گونه دردی احساس نمی کنند معمولاسم این گیاه بعد از 50 ساعت عمل می کند، اما پس از گذشتن این زمان درمان به هیچ وجه ممکن نیست و مرگ فرد مسموم حتمی است.


    
    شقایق (Papaver rhoeas)
    این گل اکثراً در دشت ها می روید، خوردن این گل باعث لطمه زدن به دستگاه گوارش می شود.


    
    گل انگشتانه (Digitalis purpurea)
    برگ ها، دانه ها و گل های این گیاه زیبا سمی هستند. از این گل برای تولید برخی انواع داروهای قلبی استفاده می شود. به همین دلیل خوردن هر بخش از این گیاه می تواند سبب بروز بیماری های قلبی شود. این سم باعث ضربان قلب نامرتب و سوءهاضمه و سرگیجه می شود. برگ های قسمت بالای ساقه بسیار خطرناک هستند، یک گاز زدن کوچک برای منجر به مرگ شدن کافی است. نشانه های اولیه حالت تهوع، استفراغ، بی اشتهایی، درد شکم و روده، هزیان گویی و سردرد شدید است.


    
    چشم عروسک (Actaea pachypoda)
    این گیاه عجیب بسیار سمی است. حبه های میوه آن دارای سم cardiogenic است که باعث آرام بخشی فوری روی ماهیچه قلب می شود. خوردن این دانه ها منجر به کند شدن قلب و مرگ می شود.


    
    سنبل
    (Hyacinthus orientalis)
    پیازهای این گل سمی هستند و باعث حالت تهوع، استفراغ، تشنج و احتمالامرگ می شود. این گیاه دارای سم alkaloid است حتی اگر در حجم زیادی مخلوط شود. پیازهای این گل از بقیه قسمت ها سمی تر هستند و تحت هیچ شرایطی نباید بلعیده شوند.


    
    یاس (Gelsemium sempervirens)
    تمام قسمت های این گیاه سمی هستند و باعث حالت تهوع و استفراغ می شوند و نباید مورد مصرف قرار گیرند. احتمال بیماری با خوردن عسل این گیاه زیاد است. شیره گیاه باعث خارش پوست در انسان های حساس می شود. مسمومیت مصرف این گل در کودکان به مراتب بیشتر است.


    
    Manispermum
    میوه ها و دانه های گیاه سمی هستند و باعث حالت تهوع و استفراغ و خطرات جدی می شوند.


    شوکران آبی -(Cicuta)
    سمی ترین قسمت این گیاه ریشه آن است. این گیاه عموماً به علت خوشه های سفیدش با هویج وحشی اشتباه گرفته می شود. این گیاه به عنوان سمی ترین گیاه آمریکای شمالی شناخته شده است. بلعیدن این گیاه باعث تشنج شدید می شود. در حیوانات اهلی تاثیر این گیاه بیشتر است.


    
    تاتوره (Datura stramonium L)
    گیاهی است یکساله و علفی، از تیره سیب زمینی، این گیاه سمی است. آب موجود درآوندهای این گیاه اگر در چشم ریخته شود باعث باز ماندن مردمک چشم می شود. اگر جوشانده این گیاه به کسی خورانده شود، اعصاب ارادی اش برای مدتی غیر ارادی می شود و مصرف جوشانده این گیاه به مقدار زیاد مرگ آور است.
    تاتوره دارای یک نوع آلکالوئید است که باعث مسمومیت اعصاب شده و در صورتی که خورده شود باعث نفخ، بی قراری، فلج و کوری مطلق و مرگ سریع خواهد شد.


    طبق برخی از داستان ها و منابع کاهنه بزرگ معبد آپولو در دلفی، پیشگوئیهای عجیب خود را بعد از استنشاق دود تاتوره، بر زبان آورده است. گیاه اثر قوی افیونی و مخدر دارد و توهم و دوبینی از نتایج آنست. سرخپوستان بومی جنوب غربی آمریکا با راهنمایی جادوگران قبیله، تاتوره را در تشریفات مذهبی مخصوص سن بلوغ و دیگر مراسم خاص خود به کار می برده اند.


    ساکنان اولیه آمریکا تاتوره را گیاه خطرناک می دانستند و آن را سیب شیطان می نامیدند. مردم حتی از کاشتن تاتوره در باغچه و مزارع خودداری می کردند. به اعتقاد مردم، تاتوره قدرت آن را داشته است که جادوگران را احضار کند. اما جادوگران قبیله برای این گیاه که احساس عجیب پرواز را در انسان به وجود می آورد، ارزش زیادی قائل بوده اند. تاتوره یک گیاه سمی است که اثر افیونی بسیار قوی دارد.


    
    گزنه-(Urtica dioica)
    این گیاه بیشتر در جنگلهای شمال ایران می روید، در اثر تماس این گیاه با پوست، خارش شدیدی ایجاد می کند که ممکن است ساعت ها به طول بیانجامد البته جای نگرانی نیست زیرا خطری جان انسان را تهدید نمی کند. راه درمان فوری این خارش هم استفاده از برگ گیاهی آقطی است. جالب توجه این است که هرجا گزنه رویش پیدا می کند، آقطی نیز در نزدیکی آن وجود دارد!


    
    عروسک پشت پرده
    (Atropa belladonna)
    بلادون با نام علمی آتروپا بلادونا که به آن عروسک پشت پرده، سایه و شب و توت شیطان هم می گویند، گیاهی فوق العاده سمی است.
    در ریشه، برگ ها و میوه خود دارای سم خطرناکی است که خوردن آن سبب آسیب دیدگی شدید قلب و همچنین سامانه تنفسی انسان می شود.
    جان جرارد جراح، گیاه شناس و پرورش دهنده گیاه قرن شانزدهم- بلادون را بسیار وحشتناک و مرگ آور توصیف کرده است. بنابر شرحی که جرارد داده است هر کسی که از این گیاه بخورد، بلافاصله به خوابی عمیق فرو می رود که ممکن است هرگز بیدار نشود. گفته شده است که سربازان پادشاه اسکاتلند در سال 1582 با شرابی که از بلادون تهیه نموده بودند، همه قوای دانمارک را در رختخوابشان به قتل رساندند.


    
    گل نرگس (Narcissus)
    این گل زیبای زرد و سفید رنگ که رویشش نوید آمدن بهار را می دهد، اگر به مقدار زیاد خورده شود، جزو سمی ترین گیاهان جهان است.


    برخی مردم پیاز گل نرگس را با پیازهای خوراکی اشتباه می گیرند، خوردن پیاز نرگس زرد سبب تهوع، دل پیچه و اسهال می شود. با دیدن این علائم حتما به پزشک مراجعه کنید.


    
    گل صدتومانی
    (Paeonia albhiflora)
    گل صدتومانی در رده نهم سمی ترین گیاه جهان قرار دارند. این گیاه با گل به شکل زنگشان، در حیاط و باغچه بسیار زیبا به نظر می رسند اما برگ هایش و در نتیجه عسلی که از شیره آن تهیه می شود سمی است.
    خوردن آن سبب می شود دهانتان بسوزد و ترشح بزاق دهانتان زیاد شود و پوستتان خارش کند. تهوع و اسهال هم از دیگر نشانه های مسمومیت با این گیاه همیشه سبز است. سردرد، ضعف عضلانی و ضعف در دید هم می تواند در شما به دنبال مسمومیت با این گیاه پدیدار شود. ضربان قلبتان ممکن است آهسته شود و قلبتان با شدت بتپد و به کما بروید. قبل از اینکه این اتفاقات برای شما روی دهد بهتر است به پزشک مراجعه کنید.


    
    فیکوس (Ficus)
    این گیاه 800 نوع دارد و همه آنها هم صمغی شیری رنگ دارند که سمی است. بسیاری از انواع فیکوس در داخل خانه ها پرورش داده می شود و آنهایی هم که در خارج از خانه رویانده می شوند باید محیطی گرم داشته باشند. بدترین تاثیری که فیکوس می تواند بر بدن شما بگذارد، خارش و ورم است.


    
    خرزهره(Nerium oleander)
    سانتی متر به سانتی متر این گیاه زهر است. حتی استنشاق تصادفی خرزهره ای که سوزانده می شود هم دردسرساز است. استفاده از شاخه های آن برای کباب کردن یا خوردن آب از محلی که در آن خرزهره هایی با گل های قرمز، صورتی یا سفید رنگ روییده خطرناک است. تغییر در ضربان قلب (آرام شدن یا با سرعت تپیدن) بارزترین نشانه مسمومیت با این گیاه است.


    
    گل داوودی (Chrysanthemum morifolium)
    بین 100 تا 200 نوع گل داوودی در دنیا وجود دارد که اغلب بوته های کوتاه و نزدیک به زمینی دارند. باغبان ها معمولااین گیاه را می کارند تا خرگوش ها را از باغشان دور کنند. گل های سمی این گیاه که خرگوش ها را از باغ ها می راند، برای انسان ها هم سمی است البته نه چندان قوی. لمس آن سبب خارش و ورم پوست می شود.


    
    آنتریوم (Anthurium)
    برگ های چرمی و سبز تیره رنگ و سابقه این گل وهم انگیز سمی است. خوردن آنتریوم گرمسیری می تواند سبب احساس سوزش در دهان و سپس تورم و تاول زدن بشود. همچنین صدایتان ممکن است بگیرد و در قورت دادن غذا هم مشکل پیدا کنید.


    
    هورتانسیا یا گل ادریسی(Hydrangea macrophylla)
    این بوته گل هم سمی است. خارش پوست، تهوع، ضعف و تعرق در برخی از نشانه های مسمومیت ناشی از گل ادریسی است. برخی گزارش ها حاکی از این است که برخی بیماران به کما رفته اند. تشنج و نقص در سیستم خون رسانی بدن هم در بعضی از بیماران دیده شده است. این گیاه، حاوی موادی است که در داخل بدن از خود سیانیر پس می دهند.


    
    دیفن باخیا
    (Dieffenbachia spp)
    گیاهی است که شاید خیلی از شما آن را در خانه داشته باشید. دیفن باخیا حاوی ماده ای سمی است که در دهان و زبان، ایجاد سوزش و درد شدید می کند و مخاط دهان را متورم می کند. البته خود این ماده سمی کشنده نیست، ولی می تواند بافت های دهان را آن قدر متورم کند که راه نفس کشیدن را ببندد و باعث خفگی و در نهایت منجر به مرگ شود. سم موجود در دیفن باخیا می تواند آن قدر زبان را متورم کند و به آن آسیب برساند که فرد آسیب دیده تا مدت ها نتواند درست صحبت کند.


    
    کالادیوم (Caladium picturatum)
    یکی دیگر از انواع گیاهان آپارتمانی است که در تمام بخش های خود، شیره ای سمی دارد که باعث خارش و سوزش لب و دهان می شود.
    در بعضی از موارد، مسمومیت با درد شدید معده همراه است. یعنی مواد سمی گیاه به دستگاه گوارش آسیب می رساند. تمام مواد گوارشی به کبد می رسند و البته کبد سالم، مواد سمی را دفع یا خنثی می کند اما سموم گیاهان به بافت های کبد آسیب می رسانند. بعضی از مواد سمی، مستقیماً روی دستگاه گردش خون تاثیر می گذارند. مثلاً بعضی از ترکیبات موجود در پیاز گل ها باعث ترکیدن گلبول های قرمز خون می شوند. مثلاً بسیاری از شبدرها، ماده ای دارند که وقتی در محلی مربوط واقع شوند، کپک ها، آن ها را به دیکومارین تبدیل می کنند. تاثیر دیکومارین بر روی خاصیت لخته شدن خون است و موجب نوعی بیماری می شود که یکی از ویژگی های آن بند نیامدن خون است.


    
    آزالیا(Azalea)
    یکی دیگر از گیاهان آپارتمانی است که به دلیل گل های زیبایی که دارد، خیلی مورد توجه علاقه مندان به گل ها و گیاهان آپارتمانی است. تمام بخش های این گیاه سمی است و خوردن آن، باعث تهوع، استفراغ، کندی ضربان قلب و کاهش فشار خون می شود. علائم و همه نشانه ها و جزئیاتش شبیه به گل صدتومانی است.
    
    
--------------------------------------------------

+ نوشته شده در  2009/7/13ساعت 10:39  توسط زهرا  | 

خدایا

من بلد نیستم با جملات، خوب و زیبا

ازت تشکر کنم..

خدا جون ممنونم....

ممنون که در تمامی اوقات زندگیم

یار و همراهم بودی

ممنون که جلوی خیلی از خطاهام رو گرفتی

و ممنون از اینکه دوستم داری

خدای عزیز

تو عادلی و من عدل شکن

من می دونم که بین بندگانت

فرقی نمی گذاری و نعمت رو

بین همه به عدالت تقسیم می کنی

به من نیرو بده تا این رو

بطور واقعی بفهمم....

تا برای بدست آوردن خواسته هام

تلاشم رو بیشتر کنم

ای خدای مهربون

یادم بده

یادم باشه

همیشه

یادت باشم

پروردگارا

ساده بگم خیلی می ترسم...

خودت می دونی از چی...

کمکم کن خدا جونم

به من یاد بده تا هر چی بهم میدی

و هر چی که ازم میگیری حکمتش رو بفهمم...

به خودت قسم که

عاشقت هستم

ای بزرگ طبیب هستی

بابت سلامتی که به من دادی

ازت ممنونم

بیماران بسیاری در بستر بیماری گرفتارند

اما هنوز شکر گزار،

و من سالم، نادان، نا شکر . . .

امروز از ته دل ازت می خوام که

تمامی بیماران را شفا بدهی

و به من نیز شکر گزاری را بیاموزی.....  

+ نوشته شده در  2009/7/7ساعت 11:25  توسط زهرا  | 
+ نوشته شده در  2009/7/7ساعت 11:21  توسط زهرا  | 
+ نوشته شده در  2009/7/7ساعت 11:16  توسط زهرا  | 
+ نوشته شده در  2009/7/7ساعت 11:15  توسط زهرا  | 
و لقد ترکناها آیة فهل من مدّکر(سوره قمر، آیه 15)
"و ما آن کشتی را محفوظ داشتیم تا آیت عبرت شود، پس کیست که پند گیرد؟" 

در سال ۱۹۵۹، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود. 

تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود. 


 stereobirdseye.jpg
عكس هوایی از شئ كشتی شكل

دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد. 

۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود. 

به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد: 

«زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد. 

از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۸، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد. 

 بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟… آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟»
ronark.jpg
 
تصویر ران ویت در پارك ملی كشتی نوح 

طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود. بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد. 

وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند. 

 

 پارك ملی كشتی نوح 

تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟ 
داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند. 
  
تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی 
اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد. 
…خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد.. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است… 
  
کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی 
آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است. باستان شناسان با کشف رگه ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند. 
ark%20lines.jpg 


نوارهای مشخص شده خطوط آهنی با آرایش منظم اسكلت كشتی می باشد.. 
تصویر برداری های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست. و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه۳۷) 

 
ark3dia.jpg
 
تصویر رادار اسكن از كشتی نوح 

به نظر می رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می کند. اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکاررفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می کند.  در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود. کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «رادار اسکن» یا «اسکن های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند. 

 
laminated.jpg

rivet.jpg
16hony1.jpg
16hopp4.jpg
قطعات كاملاً سنگی شده از قسمتهای چوبی كشتی كه آثار حجاری و برش خوردگی دارند. 


در سال ۱۹۹۱، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد. 

این در حالی است که گمان می رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟ 

  

لنگرهای کشتی هم کشف شد! 

بر بلندیهای تپه های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. این اجسام مثلثی شکل سنگی و نیمه صیقلی، شبیه به لنگرهای کشتی های باستانی بودند که «دراگ» نامیده می شدند. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی دانیم ولی حدس هایی در این زمینه وجود دارد. 
copyofanchorstone.JPG 

ران ویت و همكارانش در كنار سنگ لنگر یافت شده. 

کشف شش وزنه یا لنگر کشتی، هر یک مجهز به سوراخی در بالای آن، حدس باستان شناسان را به یقین تبدیل کرد. این وزنه ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب شده بودند. 

اندازه کشتی نوح در کتاب مقدس ۳۰۰ ذراع یاد شده است.. واحد ذراع در مصر قدیم در زمان حضرت موسی(ع) برابر با ۵۲.۷ سانتی متر بوده است. با محاسبه این رقم، عدد ۱۵۸.۴۶ متر بدست می آید. 

طول کشتی مورد کاوش توسط دو تیم مختلف در دو زمان اندازه گیری شد. رقم بدست آمده دقیقاً ۱۵۸.۴۶ متر را نشان می داد. این محاسبات، محققان را در ادامه کاوشها مصمم تر کرد… 

  

کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کرد 

روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است. [در کتاب مقدس که گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یک کلاغ را می فرستد که از فرستادن کلاغ نتیجه ای نمی گیرد و بعد از آن کبوتری را می فرستد- انصاف] 

درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده ترکی را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می کند نه باز می گردد.» [چارلز برلیتز در کتاب "کشتی گمشده نوح" (ترجمه احمد اسلاملو) نام این محل را "جایی که کلاغ نمی نشیند" ترجمه کرده است- انصاف] 

محل کنونی کشتی در دل کوههای آرارات از گذشته های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب "کشتی گمشده نوح" آمده نام این منطقه به «تمانین» (Temanin) معروف است که به معنی «هشت» است. شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که "نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت." همانطور که می بینیم بین کلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شکل و معنی شباهت زیادی وجود دارد- انصاف] 

در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی، در سمت چپ، تصویر رشته کوههایی دیده می شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است… در بالای سنگ کتیبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [کتاب مقدس، سرنشینان کشتی نوح را هشت نفر ذکر کرده است. در روایات شیعه نیز تعداد هشت نفر و هشتاد نفر، هر دو نقل شده است- انصاف] در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد. 

16j0wvr.jpg  
کتیبه یافت شده منتسب به حضرت نوح (ع) 

پیامبر اسلام فرمود: « هنگامی که خداوند اراده کرد قوم حضرت نوح را هلاک کند، به نوح فرمان داد کشتی بزرگی بسازد. جبرئیل نیز با میخ‌هایی برای ساختن کشتی فرود آمد. در میان انبوه میخ‌ها پنج میخ ویژه بود که درخشش خاصی داشت و بر روی هر یک نام یکی از پنج نور مقدس محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود. 

حضرت نوح هر کدام را بر می داشت، میخ همچون ستاره‌ای در تاریکی شب می درخشید. هنگامی که میخ پنجم را برداشت، پس از درخششی، اشکی از آن جاری شد.
نوح از جبرئیل پرسید: « این میخ و اشک چیست؟»
جبرئیل در پاسخ گفت: « این میخ حسین بن علی است.»
حضرت نوح نیز هر یک را در یک طرف از کشتی کوبید

پیامبر فرمود: « در آیه « و حملنا علی ذات الواح و دسر » منظور از « الواح » چوب‌های کشتی و منظور از « دسر » ما هستیم. اگر ما نبودیم کشتی حرکت نمی کرد.» 

منابع:
بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۳۲۲، حدیث ۱۴- امان الاخطار، ص ۱۰۷ و ۱۰۸ 

گزارش‌ باستان‌شناسی‌ شوروی‌ دربارة‌ کشتی‌ نوح 

بر اثر این‌ اکتشاف‌، ادارة‌ کلّ باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ برای‌ تحقیق‌ از چگونگی‌ این‌ لوح‌ و خواندن‌ آن‌، هیئتی‌ مرکّب‌ از هفت‌ نفر از مهمترین‌ باستان‌ شناسان‌ و اساتید خط‌ شناس‌ و زبان‌ دان‌ روسی‌ و چینی‌ را مأمور تحقیق‌ و بررسی‌ نموده‌ که‌ نام‌ آنها بدین‌ گونه‌ است‌: 

۱ ـ پرفسور سولی‌ نوف‌، استاد زبان‌های‌ قدیمی‌ و باستانی‌ در دانشکدة‌ مسکو. 

۲ ـ ایفاهان‌ خینو، دانشمند و استاد زبان‌شناس‌ در دانشکدة‌ لولوهان‌ چین‌. 

۳ ـ میشانن‌ لوفارنک‌، مدیر کلّ آثار باستانی‌ شوروی‌. 

۴ ـ تانمول‌ گورف‌، استاد لغات‌ در دانشکده‌ کیفزو. 

۵ ـ پرفسور دی‌ راکن‌ استاد باستان‌ شناس‌ در آکادمی‌ علوم‌ لنین‌. 

۶ ـ ایم‌ احمد کولا، مدیر تحقیقات‌ و اکتشافات‌ عمومی‌ شوروی‌. 

۷ ـ میچر کولتوف‌، رئیس‌ دانشکدة‌ استالین‌. 
 kashtinooh.gif

این‌ هیئت‌ پس‌ از ۸ ماه‌ تحقیق‌ و مطالعه‌ و مقایسة‌ حروف‌ آن‌ با نمونة‌ سائر خطوط‌ و کلمات‌ قدیم‌ متّفقاً گزارش‌ زیر را در اختیار باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ گذاشت‌: 

۱ ـ این‌ لوح‌ مخطوط‌ چوبی‌ از جنس‌ همان‌ پاره‌ تخته‌های‌ مربوط‌ به‌ کاوش‌های‌ قبلی‌، و کُلاًّ متعلّق‌ به‌ کشتی‌ نوح‌ بوده‌ است‌؛ منتهی‌ لوح‌ مزبور مثل‌ سائر تخته‌ها آنقدرها پوسیده‌ نشده‌، و طوری‌ سالم‌ مانده‌ که‌ خواندن‌ خطهای‌ آن‌ به‌ آسانی‌ امکان‌ پذیر می‌باشد. 

۲ ـ حروف‌ و کلمات‌ این‌ عبارات‌ به‌ لغت‌ سامانی‌ یا سامی‌ است‌ که‌ در حقیقت‌ اُمّ اللغات‌ (ریشة‌ لغات‌) و به‌ سام‌ بن‌ نوح‌ منسوب‌ می‌باشد. 


۳ ـ معنای‌ این‌ حروف‌ و کلمات‌ بدین‌ شرح‌ است‌: 
توسّل‌ حضرت‌ نوح‌ به‌ پنج‌ تن‌ علیهم‌ السّلام‌ و أسامی‌ آنها بر کشتی‌   «ای‌ خدای‌ من‌! و ای‌ یاور من‌!  به‌ رحمت‌ و کرمت‌ مرا یاری‌ نما!  و به‌ پاس‌ خاطر این‌ نفوس‌ مقدّسه‌:


 مُحمّد


 
إیلیا (علیّ) 


شَبَر (حَسَن‌)



 شُبَیْر (حُسَین‌)

 فاطِمَه‌



 آنان‌ که‌ همه‌ بزرگان‌ و گرامی‌اند 

 جهان‌ به‌ برکت‌ آنها برپاست‌. 

 به‌ احترام‌ نام‌ آنها مرا یاری‌ کن‌! 

 تنها توئی‌ که‌ میتوانی‌ مرا به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ کنی‌!» 

بعداً دانشمند انگلیسی‌: این‌ ایف‌ ماکس‌، استاد زبان‌های‌ باستانی‌ در دانشگاه‌ منچستر، ترجمة‌ روسی‌ این‌ کلمات‌ را به‌ زبان‌ انگلیسی‌ برگردانید، و عیناً در این‌ مجلّه‌ها و روزنامه‌ها نقل‌ و منتشر گردیده‌ است‌: 


۱ ـ مجلّة‌ هفتگی‌ «ویکلی‌ میرر» لندن‌، شمارة‌ مربوط‌ به‌ ۲۸ دسامبر ۱۹۵۳ م‌.

۲ ـ مجلّة‌ «استار انگلیسی‌» لندن‌، مربوط‌ به‌ کانون‌ دوّم‌ ۱۹۵۴ م‌.

۳ ـ روزنامة‌ «سن‌ لایت‌» منتشره‌ از منچستر، شمارة‌ مربوط‌ به‌ کانون‌ دوّم‌ ۱۹۵۴ م‌.

۴ ـ روزنامة‌ «ویکلی‌ میرر» تاریخ‌ یکم‌ شباط‌ ۱۹۵۴ م‌.

۵ ـ روزنامة‌ «الهدی‌» قاهره‌ مصر، تاریخ‌ ۳۰ مارس‌ ۱۹۵۳ م‌.

سپس‌ دانشمند و محدّث‌ عالیمقام‌ پاکستانی‌ حکیم‌ سیّد محمود گیلانی‌ که‌ یک‌ موقع‌ مدیر روزنامة‌ «أهل‌ الحَدیث‌» پاکستان‌ (و نخست‌ از اهل‌ تسنّن‌ بوده‌ و بعداً از روی‌ تحقیق‌ به‌ آئین‌ تشیّع‌ گرائیده‌) آن‌ گزارش‌ را به‌ زبان‌ اُرْدو در کتابی‌ به‌ نام‌ «إیلیا مرکز نجات‌ ادیان‌ العالم‌» ترجمه‌ و نقل‌ کرده‌ است‌.

آنگاه‌ مجلّة‌ «بذره‌» نجف‌ در شماره‌های‌ شوّال‌ و ذوالقعدة‌ ۱۳۸۵، سال‌ اوّل‌، صفحه‌ ۷۸ إلی‌ ۸۱ زیر عنوان‌: نامهای‌ مبارکی‌ که‌ حضرت‌ نوح‌ بدان‌ توسّل‌ جست‌، از اردو به‌ عربی‌ ترجمه‌ و نقل‌ کرده‌ است‌.

لازم به تذکر است که لوح بدست آمده هم اکنون در موزه واتیکان در “رم” قرار دارد.



http://1ta.blogfa.com/

استفاده مطلب با ذكرمنبع بلا مانع است
 



+ نوشته شده در  2009/7/2ساعت 12:12  توسط زهرا  | 
+ نوشته شده در  2009/7/2ساعت 11:52  توسط زهرا  | 
+ نوشته شده در  2009/7/1ساعت 9:48  توسط زهرا  |